تبلیغات








.: سلام به شما بازدیدکننده عزیز :.

.: برای برداشته شدن پرده سیاه و مشاهده وبلاگ رو عکس زیر کلیک کنید :.

This Code Edited By : copy.blogveb.com


http://irupload.ir/images/08182570314012517341.gif

مجله اینترنتی مشهد سیتی-ادرس دیگرما= ir118.co.cc و ir118.co.tv - وعده
 
درباره وبلاگ


سلام
من احسان مقدم مدیر این وبلاگ هستم امیدوارم که وبلاگم برخی از نیازهای شمارو بر طرف کرده باشه. اگه کلیپی یا موزیکی خواستین که تو وبلاگم نبود می تونین برام پیغام بزارین تا من در اولین فرصت کلیپ مورد علاقه تونو براتون بزارم.منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم .
امیدوارم در بهتر شذن این وبلاگ یاریم کنین.
مراقب خودتون باشین.
خدا نگهدار.

از اینكه اینهمه نظر و پیشنهاد میدین متشكریم

اگه میخواین مطالب بهتر بشه لطفا به مورد بالا توجه بفرمایین


مدیر وبلاگ : احسان مقدم
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب ابن وب جطوره








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
free counters
آخرین عکس های فتوبلاگ من

آلبوم جدید و بسیار زیبای مجید بخش ور به نام زخم کاری

14معصوم-ir118.co.tv 

فقط با وارد کردن نام و ایمیل خود عضو خبرنامه مشهد سیتی شوید و جدید ترین مطالب و عکسها را از سراسر اینترنت در ایمیل خود داشته باشید
قسمت اول: نام
قسمت دوم: ایمیل
free counters





Powered by WebGozar

free counters free counters

طراحی عکس با کمترین هزینه فقط 500تومان فقط پانصد تومان 

طراحی عکس با کمترین هزینه فقط 500تومان فقط پانصد تومان

free counters
مجله اینترنتی مشهد سیتی-ادرس دیگرما= ir118.co.cc و ir118.co.tv
علمی _ فرهنگی _ سرگرمی _ عکس _ اجتماعی _ فال _ بازی _ دینی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 27 آبان 1389 :: نویسنده : احسان مقدم

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت:....

من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!





نوع مطلب : مطالب خواندنی طنز ، اس ام اس اخبار اموزش داستان های کوتاه و پر معناداستانهای پندآموز و...، 
برچسب ها :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب